زهرا زنگنه|شهربانو، متین درهای بطری را میآورد تا سعید و محمد آنها را کنار هم بچینند و یک رنگینکمان زیبا بر روی فرش خلق کنند. کمی آنطرفتر همسنوسالهایشان نگاهی به عکسهای کتاب میاندازند و تندتند آن را ورق میزنند تا تصاویر بعدی را هم ببینند.
در آن سوی کافه، جمعی دیگر شکل گرفته است و مادران دورهمی هفتگیشان را برپا کردهاند. کتاب میخوانند و مروری بر مطالب مطالعهشده هفته قبل دارند. مادرانی که چند جلسه بیشتر نیست با هم آشنا شدهاند، اما انگار سالهاست یکدیگر را میشناسند. مانند فرزندانشان که حسابی چیکتوچیک شدهاند.
در این گوشه شهرمان فضای دورهم بودن مادر و فرزند به صورت همزمان فراهم شده است، بساطی که به همت تعدادی از سفیران کتاب برپا شده است برای بانوان کتابدوستی که دغدغه رشد خانواده را دارند.
همه با هم رشد میکنند. همه به هم کمک میکنند تا بزرگتر و از تجربههای یکدیگر بهرهمند شوند. دورهمی مادرانه با کتاب یا «مهرانا» عنوانی است که برای این گعده برگزیدهاند. لابهلای یکی از دوشنبههای دورهمیشان به گفتوگو با این مادران دوستدار کتاب مینشینیم، در کافهای که قرارگاه فرهنگی آنها شده است.
خودش را یک سفیر کتاب میداند. دورههای یک سفیر کتاب توانمند را در مجموعهای خصوصی سپری کرده است تا بتواند در چنین روزهایی برای ارتقای سطح فرهنگی شهر قدمی بردارد. سوده عابدی وجود یک مسئله مشترک در میان مادران را انگیزه تشکیل این دورهمی میداند و میگوید: نگهداری از بچهها در سنین پایین باعث میشود که برخی مادران از یک زندگی روزمره عادی عقب بیفتند. همین مشغله در کنار کارهای روزانه، غفلت از بسیاری امور جانبی را به همراه دارد. مهرانا ایدهای است که میتواند این مسئله را در میان مادران حل کند.
دست در دست هم، مادر و کودک وارد میشوند و سپس این پیوند رها میشود، مادران در گوشهای جمع میشوند و کودکان هم به سمت اتاق کتاببازی و خلاقیت میروند. در هر دو طرف آغوشهایی برای مادر و کودک باز است. بانوی سفیر کتاب میگوید: اینجا فضا در دو بخش مجزا برای مادر و کودک فراهم است. ما به هر بانویی که در دسترسمان باشد این فضا را معرفی میکنیم تا با کودک خود همراه ما باشند، مادری که عضو «مهرانا» میشود، بدون دغدغه از خانه خارج میشود، اینجا میتواند کتاب بخواند و فرزندش هم در بخشی دیگر با سایر کودکان همراه شود و رشد کند.
معرفی جمعیت مهرانا و ایجاد انگیزه در مادران بخش مهمی از کاری است که سوده و دوستانش باید انجام دهند، او تعریف میکند: هدف ما رشد مادر و فرزند در همه ابعاد است. به همین دلیل در اولین دیدار موضوع رشد و توسعه فردی را با آنها در میان میگذاریم، سپس وقتی با ما همراه میشوند در جلسات کتابخوانی حاضر و متوجه میشوند که کتاب و مطالعه لازمه زندگی یک مادر است.
«کتابی که آرزو میکنید والدینتان خوانده بودند» عنوان کتابی است که امروز در دست اعضای مهرانا میتوان دید. آنها در هفته گذشته بخشی از این کتاب را خوانش کردهاند و اکنون درباره آن مشورت و همفکری میکنند. سوده عابدی توضیح میدهد: هر هفته یک مقرری خوانش کتاب تعیین میشود، این مقرری میزان کمی هم است که همه فرصت کنند، مطالعه کنند. در روز جلسه هم بر آن بخش مطالعاتی مروری داریم. به عنوان مثال امروز با توجه به موضوع سرفصلی که خوانده بودیم، بیان تجربه احساسات را مرور کردیم که افراد واقعا خاطرات زیبایی داشتند که برای دیگر اعضا ارزشمند بود.
آنچه الان در میان مادران مهرانا رقم میخورد یک کار چکشکاری شده است که نقصهای آن برطرف شده است. این اعضا در اولین مرحله در اردیبهشت دور هم جمع شدند. بعد در تابستان آن را تعطیل کردند تا بتوانند بررسی بیشتری بر روی طرح داشته باشند و در ادامه با اثرگذاری بیشتر آن را ادامه دهند.
ماحصل کار سفیران دغدغهمند کتاب در مهرانا دور هم جمع کردن چهارده مادر بود که عضویت ثابتی در این جمع دارند. این مادران هزینه ناچیزی برای تأمین کتاب و ابزار خلاقیت و پذیرایی پرداخت میکنند که در برابر به سود فرهنگی و اجتماعی خوبی میرسند.
مادران عضو مهرانا میتوانند کودکان چهارتا هشت ساله خود را برای حضور در این دورهمی ادبی همراه داشته باشند.
صدای جیغ و خنده و همهمه اتاق کودکان بر دورهمی کتابخوانی مادران، قالب است. کودکان در این اتاق فقط کتاب نمیخوانند، با کتاب بازی میکنند. تصاویر را میبینند و به آن فکر میکنند و خلاصه، هر استعداد و خلاقیتی که دارند نشان میدهند.
زینب کریمزاده، مربی اتاق کودک گروه مهراناست. او که خودش هم سفیر کتاب و دورههای تخصصی طراحی بازی را سپری کرده است درباره این اتاق محبوب کودکان میگوید: ما این فضا را به خانهای امن و جذاب برای کودکان تبدیل میکنیم. اینجا کودکان به قدری سرگرم کتاب میشوند و بازی و خلاقیت به خرج میدهند تا از گوشی فاصله بگیرند.
اینجا وقتی بچهها به هم میرسند نه از گوشی حرف میزنند و نه از فلان بازی کامپیوتری، بچههای خانه بازی مهرانا از کتاب و عکسهایشان حرف میزنند. از خلاقیتهایی که به خرج داده و کاردستیهایی که ساختهاند. زینبخانم توضیح میدهد: بچهها در اینجا هر کاری که به رشد و خلاقیتشان منجر شود، انجام میدهند. وقتی وارد میشوند کارهای خلاقانه میکنند، بازی میکنند، نقاشی میکشند. بازی دیداری و شنیداری انجام میدهند و...
وقتی کودکان همه بازی و هیجان خودشان را به خرج میدهند، وقت آن میشود تا با انرژی به استقبال کتاب بروند. جلسه از ساعت ۹:۳۰ تا ۱۱:۰۰ است و بخشی از آن با کتاب سپری میشود.
زینب کریمزاده میگوید: هر کودک یک کتاب ثابت دارد و آن کتاب خاص خودش است. همیشه به آن نگاه میکند و اگر سواد داشته باشد مطالب آن را نگاه میکند. گذر زمان با یک کتاب، باعث میشود که کودک بیشتر به نکات کتاب پی ببرد و این باعث بروز خلاقیت در کودک میشود.
او توضیح میدهد: تفاوت کتاب، حس کنجکاوی بچهها را هم برمیانگیزد. به نوعی که هر کدام دنبال جستوجو کردن در کتابهای دیگر کودکان هستند و درباره کتاب هم میپرسند و توضیح میدهند. همین تمرین ساده، مهارت تعامل و ارتباط را در کودک تقویت میکند.
اینجا همه کارها بر محور کتاب انجام میشود. حتی کاردستی یا بازیهای هوش هم بر اساس کتاب انجام میشود و در این بخش بیش از سی بازی مهارتی و هوش تعریف شده است.
زینبخانم معتقد است، کودکان نسل جدید خیلی تحتتأثیر استفاده از گوشیهای همراه هستند. به گفته او هرچه ارتباط آنها با بازیها خلاقانه و کتاب بیشتر شود آنها بیشتر از گوشیهای همراهشان فاصله میگیرند. کریمزاده میگوید: سرگرم شدن به گوشیهمراه باعث بروز حواسپرتی و اختلالات روانی در کودکان دوره ابتدایی میشود.
مدیریت گروه مهرانا بر عهده فاطمه پیوندی است. بانوی سفیر کتابی که بیشترین همت را در این گروه بر رشد و توسعه فردی مادر و کودک قرار داده است. پیوندی میگوید: کودکان اینجا با دیدن کتاب در دست مادر به کتاب علاقهمند و با همراه شدن با مادران وارد تعاملات اجتماعی میشوند.
وقتی چند دقیقهای در کنار مادران هستیم، متوجه میشویم که بعد از مرور کتابخوانی، گریزی بر مسائل تربیتی میزنند. از نحوه معرفی کودک به دوستانش تا چگونه آشنا کردنش با اسباببازیهای کاربردی. پیوندی میگوید: اینجا مادران به هم کمک میکنند تا مادران بهتری باشند و بچههای خوبی تحویل جامعه دهند، اینها همه با انتقال تجربه و گفتوگو شکل میگیرد.
او از تجربه موفق خودش و برخی بانوان مهرانا در معرفی کتاب به فرزندانشان میگوید: من دو فرزند دارم، آنها به گونهای پیش رفتهاند که الان از من کتاب بیشتر میخوانند و همیشه کتاب در دستشان است. بقیه بچههایی هم که اینجا رفتوآمد میکنند همینطور هستند.
ساینا ثروتی، مادری است که جلسههای اخیر دورهمی را حاضر بوده است. او میگوید: این جلسهها حس خوبی به آدم میدهد. فکر میکنم در این فضا بسیاری از خلأهای اجتماعی زندگیام را پر کردهام.
او که دخترش فرزانه را هم در این برنامه فرهنگی همراه دارد میگوید: به حدی از این دورهها منتفع شدهام و برایم جذاب بوده است که اگر الان نیایم اذیت میشوم، تجربیات بقیه مادران در امر تربیت کودکان در این جمع مطرح میشود که بسیار ارزشمند است. ثروتی میگوید: به عنوان مثال من تجربیات و شناختی درباره گذشت داشتم، اما وقتی صحبت دوستانم را در اینجا شنیدم، متوجه شدم که درک من از این کار دور بوده است و میتوانم آن را اصلاح کنم. همین موضوع باعث شد روابطم با یک دوست دوباره شکل بگیرد و حتی بهتر از قبل.
تجربه کتابخوانی جمعی، کار متفاوتی است که این روزها خانم رستمزاده و بقیه بانوانجمع مرور میکنند. او میگوید: اینجا بعضی وقتها در بیان تجربیاتمان اینقدر خوب پیش میرویم که حتی به هم غر میزنیم و تخلیه روانی میشویم.
این حس خوب و تجربه متفاوت برای تمام مادرانی است که این جمع را تجربه کردهاند. تجربهای که در زندگی به کارشان میآید.